تبليغاتX
زیر خاکستر

زیر خاکستر

 

A light snow is falling on London
All sign of the living has gone
The train pulls into the stations
And no-one gets off and no-one gets on

Don't hate me
I'm not special like you
I'm tired and I'm so alone
Don't fight me
I know you'll never care
؟Can I call you on the telephone, now and then

One light burns in a window
It guides all the shadows below
Inside the ghost of a parting
And no-one is left, just the cigarette smoke

Don't hate me
I'm not special like you
I'm tired and I'm so alone
Don't fight me
I know you'll never care
Can I call you, I'm terrified

 

Written by Steven Wilson

Porcupine tree band

+نوشته شده در جمعه 1388/08/01ساعتتوسط | |

 

 

شاد باد آن لحظه ی خرم که من

می زدم بر طبل بیداد و ستم

یک دم از آهِ نهان در کوچه ها

بیرق خون در خیال سایه ها

وای از جان سخن عصیان من

وای از این آشیان ایران من

 

م . ر

+نوشته شده در جمعه 1388/06/27ساعتتوسط | |

 

 

خر عیسی است که از هر هنری با خبر است

هر خری را نتوان گفت که صاحب هنر است ...

 

ایرج میرزا

+نوشته شده در یکشنبه 1388/06/01ساعتتوسط | |

 

خداوند مرده است

به خاطر حماقت مخلوقاتش

این حماقت عبارت بود از اینکه انسان خداوند را با تصویر خود آفرید !

 

 

                                  نیچه                                       

+نوشته شده در جمعه 1388/05/16ساعتتوسط | |

 

 

 

 

تورا چه سود

فخر به فلک بر

هنگامی که

هرغبارراه لعنت شده نفرین ات می کند ؟

تو را چه سود از باغ و درخت

که با یاس ها

به داس سخن گفته ای .

 

آن جا که قدم بر نهاده باشی

گیاه از رستن تن می زند

چرا که تو

تقوای خاک و آب را

هرگز

باور نداشتی .

 

فغان ! که سرگذشت ما

سرود بی اعتقاد سربازان تو بود

که از فتح قلعه ی روسبیان

باز می آمدند .

 

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد

که مادران سیاه پوش

ـداغ داران زیبا ترین فرزندان آفتاب و باد

هنوز از سجاده ها سر بر نگرفته اند !

 

احمد شاملو  

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/18ساعتتوسط | |